هفتمین ماهگرد و شکفتن اولین مروارید
شاه پسرم، شنبه 10 آبان 93 مصادف بود با هفتمین ماهگرد تولدت. ساعت 8 شب بود که وقتی داشتم با لیوان بهت آب میدادم متوجه شدم یه چیزی به لیوان میخوره اول فکر کردم ناخنت هست ولی بعد متوجه شدم پسرم دندون درآورده. آنقدر خوشحال شدم که چندتا جیغ کشیدم بعد هم بدو بدو رفتم به بابایی که جلسه داشت اس ام اس دادم که اونم هرچه زودتر از این خبر مهم خبردار بشه.
گل پسر مامان تو از 3 ماهگی همش دستت تو دهنت بود و آب دهنت هم میریخت و ما همش فکر میکردیم قراره دندون در بیاری. یه مدت هم دندونگیر بهت میدادم ولی بعدش فکر کردم بیشتر اذیتت میکنه و خارش لثه هات را بیشتر میکنه برای همین دیگه بهت ندادم. کلا خیلی برای دندون درآوردن اذیت نشدی خدا را شکر.
عزیز دل مامان به خاطر این که محرم بود و نزدیک تاسوعا و عاشورا ما برات جشن نگرفتیم ولی قول میدم حتما به زودی یه جشن باحال برات بگیریم.
پسر قشنگ مامانی هفت ماهگیت و شکفتن اولین مرواریدت مبارک باشه.
ضمنا اول دندون سمت چپ پایین رویید.
با تمام وجودم دوستت دارم نفسم.

هفتمین ماهگرد و شکفتن اولین مروارید 
